السيد الخميني

678

شرح چهل حديث ( اربعين حديث ) ( موسوعة الإمام الخميني 46 ) ( فارسى )

و اما بيان اين مطلب شريف ايمانى به طريق محققين فلاسفه آن است كه پس از آن‌كه در فصل سابق بر اين معلوم شد كه حق تعالى صرف وجود و صرف كمال است ، و صرف وجود با بساطت و وحدت تامّه‌اى كه دارد جامع جميع كمالات و مستجمع همهء وجودات است به نحو كمال ، و آنچه از حيطهء وجود او بيرون است عدم و نقص و قصور است و بالجمله لاشيئيّت است ، و نسبت ديگر مراتب وجود به آن ذات مقدس نسبت نقص به كمال است ، و علم به كمال مطلق علم به مطلق كمال است بدون نقص و قصور ، و اين عينِ كشف تفصيلى كلى بسيط است با آن‌كه از حيطهء علم او ذره‌اى از موجودات خارج نيست ازلًا و ابداً ، به هيچ وجه كثرت و تركيب در آن راه ندارد « 1 » . و اما به طريقهء عرفا ، حق تعالى مستجمع جميع اسماء و صفات است در مقام حضرت « واحديت » و مقام جمع اسمائى ، و اعيان ثابتهء جميع موجودات از لوازم اسماء الهيه است در حضرت جمع قبل از ايجاد در ازل ، و تجلى مطلق ذات از مقام احديت و غيب هويتْ كشف جميع اسماء و صفات و لوازم آن است ، كه اعيان ثابتهء جميع موجودات است ، به تجلى واحد و كشف بسيط مطلق ؛ پس به عين كشف علمىبه تجلى « فيض اقدس » كشف ذات و اسماء و صفات و اعيان شود بدون آن‌كه كثرت و تركيبى تخلل كند « 2 » . و اين دو طريقه در غايت اتقان و متانت و شموخ است ، ولى به واسطهء آن‌كه در كمال دقت است و مبتنى بر اصول كثيره است ، از فلسفه و اصطلاحات اهل اللَّه و اصحاب قلوب ، تا آن مقدمات حاصل نباشد و انس تامّ و تمام و مزاولت بسيار و حسن ظن كامل به علماء باللَّه نباشد ، از اين بيانات چيزى حاصل نيايد و تحير بر تحير افزايد . و از اين جهت به بيانى ساده‌تر و نزديك به افهامِ عامّه مطلب را پرداختن اولى است . پس گوييم كه علّيت و مبدئيت واجب الوجود - تعالى شأنه - مثل عليت فاعل‌هاى

--> ( 1 ) - ر . ك : الحكمة المتعالية ، ج 6 ، ص 263 - 280 ؛ المبدأ و المعاد ، ص 120 - 124 ؛ شرح المنظومة ، ج 3 ، ص 592 - 602 . ( 2 ) - ر . ك : الفتوحات المكّية ، ج 3 ، ص 456 و 483 ؛ شرح فصوص الحكم ، قيصرى ، ص 15 و 48 ؛ الحكمة المتعالية ، ج 6 ، ص 280 - 290 .